داستان های جغد و آتشبان

آخرین مطالب
نویسندگان

۱ مطلب با موضوع «اشعار جغد خسته» ثبت شده است

۱۸
آذر


 در دست من همچون سراب است

دل دیوانه ام حالش خراب است


گل سرخ از ازل بویی ندارد

دلم بی تو هیاهویی  ندارد


اگرچه با تو شادم و جوانم

چو نیستی همچو بیدی مرده سانم


تو را دیدم، زیبایی چو دریا

دل دیوانه ام دارد چه حرفا


دل مرغِ قفس آوا ندارد

هوا سرد است و این جغد نا ندارد


به بالم دست گیر و مرحمش کن

بخوان نغمه که صوتت تا ندارد


کنون آید همی شعرم به پایان

چرا کین دل، دل گفتن ندارد


اگرچه هست صحبت های بسیار

ولی حرف زیاد، گفتن ندارد


پر بی بال من را تو هوا کن

دل دیوانه را هر دم صداکن


هم امروز و هم آن روز و دگر روز

سلامی هم به جغد باوفا کن


اگر بینی که شعرم ناثواب است

بگو و جهل ما را انتها کن


هم اینجا و هم آنجا و به هر جا

بیا و شعر من را با صفا کن


- جغد خسته

  • گلرت پرودفوت